سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
http://masahebdarim.ParsiBlog.com
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

نه گوردی راهب او دمده بیر آیری سس گلوری

 

?

 

نه سس که پارچالوری قلب سنگ خارانی

ادامه در ادامه ی مطلب

 


نه گوردی راهب او دمده بیر آیری سس گلوری

نه سس که پارچالوری قلب سنگ خارانی

الی قابرقالاریندا اوغول آناسی گلور

یریله گوی آراسین دولدوروبدی افغانی

نزول ایلدی بیر تخت عرش اعلادن

ایدوب احاطه اونون دورین عرش سکّانی

اگینده قاره او تخت ایچره بِش نفر عورت

اولوبلا شوریله اول قانلی باش نواخوانی

بیرین آرایه آلوبلار بلند قامتی وار

گورن او صاحب قدّ بلند و بالانی

بولر که اوغلی اُلوب، غصّه دن بِئلی بوکولوب

نشان ویرر بوکولن قدّی شکل چوگانی

الی، یوزی، آغاران ساچلاری باتوب قانه

خضاب ایدوب آغاران زلفینی اوغول قانی

اوغول باشین گوتوروب باسدی بیر اورک باشینا

گتوردی شیونه فریادی کون و امکانی

دیدی اوغول یارالی باشیوه آنان قربان

سنی بو حاله سالوب هانسی مرتد و زانی؟

نه قدر زحمتیوی چکدوم ای گوزوم نوری

عجب او زحمتیمون اولدی اجر و پایانی

هنوز اللریمون گیتمیوب اوغول قاباری

او قدر چکمیشم عالمده ال دگرمانی

بو بس دگلدی که اود ووردولار قاپوم یاندی

بالامی سقط ایلدی جور و ظلمیله ثانی

او بیحیادن عمرسعد شوم آلوب سرمشق

خامیوه ووروب اود، ویردی نهب فرمانی

شهید ایدوب سنی اهل و عیالون ایتدی اسیر

ایدوب ملول منی، شاد آلِ سفیانی

دولاندیروبدی باشون نیزه لرده شهرلری

بو غصّه آغلاداجاق حشر اولونجا زهرانی

قوناق آپاردی باشون گاه خولی بی دین

او حرمتیدی که قویدی کول اوسته مهمانی

گهی آقاجدان آسوبلار اوغول یارالی باشون

باسوبلا داشه گهی اهل کوفه صبیانی

زیادین اوغلی گهی قویدی پای تختینده

گتوردی درده دل زینب پریشانی

بس اولمادی که فَزَ ووردولار دوداقلاریوا

مقام ویردیلر آخِر سنه کلیسانی

بلالی باشیوین اولموب هله بلاسی تمام

گرک گوره هامی محتوم اولان قضایانی

حجاز شاهی سن امّا شراب مجلسینه

کسوک باشون آپارار شهر شام سلطانی

اوغول آناسی دیوب درد دل دوشوب دلدن

سالوب یانینجا خواتین خلد و رضوانی

سوار اولوبلار او تخته گینه ایدوبلر عروج

خانملار ایتدیله ترک اول محلّ و ماوانی

گوروب کشیش خانملاردا انبیاده گیدوب

گلوب گوتوردی سرِ پاکِ شاهِ والانی

گلاب و مُشک ووروبدور قویوب برابرینه

مخاطب ایتدی او محبوبِ حیِّ یکتانی

دی بیر گوروم منه ای راس نازنین کیمسن

یارالی باشدا گوروب کیم بو عزّت و شانی

بیله خیال ایدورم کردگاره سویگلوسن

محبّتون بو گجه دیره گتدی عیسانی

خطور ایلسه حُسنون خیالی قلبیندن

قلم الینده قالار مات حشره تک مانی

گلوب تکلّمه پیغمبر اوغلینون باشی

دگوب بیری بیرینه لعل شکّر افشانی

اَنَا القَتیلُ بِسَیفِ العِدی، اَنَا المَظلوم

اَنَا الَّذی بِسَعیرِ یَجُرُّ عُدوانی

دیدی او پیر بو واضحدی اولموسان مظلوم

منه ولیک بولوندور بو سرّ پنهانی

کیمه یتر نسبون، هانسی گلشنین گلوسن

معطّر عطرون ایدر گلشن و گلستانی

زبانحالیله گویا امام ویردی جواب

مخاطب ایتدی او سرخیل قوم رهبانی

او مودمود که انجیلیده ویروبله خبر

کلیمیاندا بولر فارقلیط او مولانی

همان محمّد محموددور منیم جدّیم

که دینی نسخ ایدوب عالمده جمله ادیانی

آتام علیدی اونا سیزلر ایلیا دیه سوز

بیر آیری آدی اونون شَنطیادی سریانی

آنامدی فاطمه مخدومه یعنی منصوره

کنیز ایدوب اونا حق مریمیله سارانی

برادریمدی حسن سیز دین شَبَر هاشن

شُبیر بول منی هوشینم عشق قربانی

او پیرمرد ووروب باشینه چکوب ناله

دیدی فدا آدیوا ای سوسوز آخان قانی

منه دیانت اسلامی ایت گیلن تعلیم

آتوم ضلالتی درک ایلوم اصل ایمانی

شهادتینی امام ایتدی راهبه تعلیم

شفاعتینده ضمانت اولوندی پیمانی

او قانلی باش او گجه دیریده یاتوب راحت

صباح اولاندا آلوب تابعانِ سفیانی

جدایه ووردولا شامه آپاردیلار بیر باش

که قالماسون خط سیرینده جای نقصانی

بو آستانیه هر کیم گلوب امیدیله

اولوبدی دردینون آخِر حسینی درمانی

سنونده دردیوه لطفاً شِفا عطا ایلر

او کسکه حکمته دارا ایدوبدی لقمانی


 

 

 


[ شنبه 95/8/8 ] [ 7:52 عصر ] [ محمد امیری ] [ نظرات () ]

سلام تا حالا شنیدین بصیرت غدیری یه توضیح مختصری بدم این بصیرت بصیرت ماست نسبت به ابراز حق اری می دانین که چرا امیرالمومنین را کنار گذاشتند بلی علتش کوتاهیی انهایی هست که ماجرا را دیدند و سکوت کردند اگر سکوت نمی کردند این طور نمی شد نگاه کنین مردم یمن ان زمان را وقتی گفتند بعد پیامبر اکرم ص خلیفه کسی دیگر شده است مردم یمن قبول نکردند شاید سوال پیش بیاد که برای په جواب ان این است که مردم یمن گفتند که انهایی که در روز غدیر بودند گفتند به ما که پیامبر اکرم ص دست امیرالمومنین علی را بالا برد به عنوان جانشین بع خودش به همین خاطر مردم یمن ان زمان به قتل و کشتار بردند اری وظیفه ما ها در این زمان این هست که حق را به معنای واقع بشناسیم و در ابراز ان کوتاهی  نکنیم والسلام علیکم و رحمه الله برکاته

 

بصیرت غدیری

 

 

 

 

 


[ جمعه 94/7/10 ] [ 9:6 صبح ] [ محمد امیری ] [ نظرات () ]

 

6. مقام علمی فاطمه(علیهاالسلام)


در «مسند احمد» از امّ سلمه (یا طبق روایتی ام سلمی) چنین آمده : وقتی فاطمه(علیهاالسلام) به همان بیماری که به وفاتش منتهی گشت، بیمار شد من از او پرستاری می‌کردم، روزی حالتش را از همه روز بهتر دیدم، علی(علیه السلام) به دنبال کاری رفته بود، فاطمه(علیها السلام) به من فرمود: آبی بیاور تا غسل کنم، آب آوردم و او غسل کرد، غسلی که بهتر از آن ندیده بودم.


سپس فرمود: لباس‌های تازه ای برای من بیاور، لباس‌ها را آوردم و به او دادم، و او پوشید.


سپس فرمود: بسترم را در وسط اطاق بیفکن، من این کار را کردم، او دراز کشید و رو به قبله کرد، و دستش را زیر صورتش گذاشت، سپس فرمود: ای ام سلمه! [ام سلمی] من الان از دنیا می‌روم (و به ملکوت اعلا می‌شتابم) در حالی که پاک شده ام، کسی روی مرا نگشاید. این سخن گفت و چشم از جهان پوشید!(6)


این حدیث به خوبی نشان می‌دهد که فاطمه از لحظه مرگش آگاه و با خبر بوده، و بی آن که نشانه‌های آن در او باشد، آماده رحلت از این جهان گشت، و از آن جا که هیچ کس لحظه مرگ را جز به تعلیم الهی نمی‌داند این نشان می‌دهد که از سوی خدا به او الهام می‌شد.


آری، روح او با عالم غیب مربوط بود، و فرشتگان آسمان با او سخن می‌گفتند.


به علاوه مطابق روایات گذشته حتی او از مریم دختر عِمران و مادر حضرت عیسی برتر بود، و همین امر کافی است، زیرا قرآن با صراحت می‌گوید: مریم با فرشتگان خدا سخن می‌گفت، آیات متعددی در این زمینه در سوره مریم و آل عمران وجود دارد.


بنابراین فاطمه(علیها السلام) دخت گرامی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) به طریق اولی باید بتواند با فرشتگان آسمان هم سخن شود.(7)


 


.7 کرامات فاطمه زهرا(علیها السلام)


بسیاری از مفسّران اهل سنّت مانند زمخشری و سیوطی در ذیل آیه شریفه :


«کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّی لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب);(6) هر زمان زکریا وارد محراب او می‌شد غذای مخصوصی در آن جا می‌دید. از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده ای؟ گفت: این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی می‌دهد»(.


از جابربن عبدالله نقل کرده اند که : رسول خدا(صلی الله علیه وآله) چند روز بود غذایی نخورده بود، و کار بر او مشکل شد، به منزل همسرانش سر زد هیچ کدام غذایی نداشتند، سرانجام به سراغ دخترش فاطمه(علیها السلام)آمد و فرمود: دخترم! غذایی داری من تناول کنم زیرا گرسنه ام؟


عرض کرد: نه بخدا سوگند!هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از نزد او خارج شد، زنی از همسایگان دو قرص نان و مقداری گوشت برای فاطمه(علیها السلام)هدیه آورد، و او آن را گرفت و در ظرفی گذاشت و روی آن را پوشاند و گفت: بخدا سوگند رسول الله(صلی الله علیه وآله) را بر خود و فرزندانم مقدم می‌دارم!


و این در حالی بود که همه گرسنه بودند.


حسن و حسین را به سراغ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرستاد و از او دعوت کرد به خانه بیاید.


عرض کرد: فدایت شوم، چیزی خداوند برای ما فرستاده، و من آن را برای شما ذخیره کرده ام.


پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: بیاور. و او ظرف غذا را نزد حضرت آورد. هنگامی که پیغمبر سر ظرف را برداشت مملو از نان و گوشت بود، هنگامی که فاطمه آن را دید در تعجب فرو رفت، و فهمید این نعمت و برکتی است از سوی خدا، شکر آن را بجا آورد و بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) درود فرستاد.


پیغمبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: دخترم! این را از کجا آورده ای؟عرض کرد:


«هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب); این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد،  بی حساب روزی می‌دهد!»(.


پیامبر(صلی الله علیه وآله) شکر خدا را بجا آورد و این جمله را فرمود:


«اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذِی جَعَلَکَ شَبِیهَةً بِسَیِّدَةِ نِساءِ بَنِی اِسْرائِیلَ».


شکر می‌کنم خدایی را که تو را شبیه [مریم]  بانوی زنان بنی اسرائیل قرار داد.


او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است


 

 


[ چهارشنبه 93/12/13 ] [ 3:50 عصر ] [ محمد امیری ] [ نظرات () ]


 .8نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود!


ذهبی در «میزان الاعتدال» آورده است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود:


«اَوَّلُ شَخْص یَدْخُلُ الْجَنَّةُ فاطِمَةُ(علیها السلام);(7) نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود، فاطمه است!».


 


 .9 نام‌های پرمعنای فاطمه(علیها السلام)


از احادیث بر می‌آید که نامگذاری فاطمه زهرا(علیها السلام) بوسیله حکیم علی الاطلاق یعنی خدای عالم انجام گرفته است.


از سوی دیگر «فاطمه» از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معنای بازگرفتن کودک از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدایی اطلاق شده است.


در حدیثی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده است که فرمود:


«اِنَّما سَمَّاهَا فَاطِمَة لاَِنَّ اللهَ فَطَمَها وَ مُحِبِّیها عَنِ النّارِ;(8) او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است».


از این تعبیر استفاده می‌شود که نامگذاری بانوی اسلام به این نام، از سوی خداوند صورت گرفته، و مفهومش این است که خدا وعده داده است او و کسانی که او را دوست دارند و در خط مکتب او باشند هرگز به دوزخ نروند.


 


 


 .10 هدیه پیامبر(صلی الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام)


غیر از هدایای فوق العاده معنوی که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به دخترش فاطمه زهرا(علیها السلام) داد که هر کدام از دیگری گرانبهاتر و پرارزش تر بود که بعضی از آنها در تاریخ ضبط شده مانند تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام) و بعضی را مینمی دانیم. یک هدیه به ظاهر مادی نیز به او داد و عجب این که این هدیه نیز به فرمان خدا صورت گرفت چنانکه در حدیث زیر آمده است:سیوطی نقل می‌کند: هنگامی که آیه شریفه:


«(وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ);(9) و حق نزدیکان را بپرداز!».

نازل شد، پیغمبر(صلی الله علیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را صدا زد و سرزمین «فدک» را به او واگذار کرد.(10)

البتّه چنانکه در فصل «ماجرای غم انگیز فدک» می‌آید، بخشیدن فدک به فاطمه(علیها السلام) یک مسأله ساده نبود، پشتوانه ای بود برای مسأله ولایت علی(علیه السلام) و سندی برای تحکیم و تثبیت مقام والای این خانواده، و از این نظر یک هدیه معنوی نیز محسوب می‌شد.


 پی‌نوشت‌ها:


1 . این حدیث در «مستدرک الصحیحین»، جلد 2، صفحه 497 نقل شده و سپس تصریح می‌کند که اسناد این حدیث صحیح است.


2. ذخائر العقبی، صفحه 36 .


3. مستدرک الصحیحین، جلد 3، صفحه 154 .


4. صحیح ترمذی، جلد 2، صفحه 319 .


5. الصواعق المحرقه، صفحه 109 .


6. مسند احمد بن حنبل، جلد 6، صفحه 461. این حدیث را ابن اثیر در «اسد الغابة» و جمعی دیگر در کتب خود آورده اند.


7. البتّه دلایل علمی و دانش گسترده و فوق العاده آن حضرت در روایات شیعه وضع دیگری دارد که در زندگی نامه آن بزرگوار قبلا بدان اشاره شد


8. آل عمران، آیه 37 .


9. میزان الاعتدال، جلد 2، صفحه 131 .


10. تاریخ بغداد، جلد 2، صفحه 331 .


11. اسراء، آیه 26 .


12. درّ المنثور، ذیل آیه; میزان الاعتدال، جلد 2، صفحه 288; کنزالعمّال، جلد 2، صفحه 158 .


بخش عترتو سیره تبیان


 

 


[ چهارشنبه 93/12/13 ] [ 3:50 عصر ] [ محمد امیری ] [ نظرات () ]

در برابر فضائل عظیم اهل بیت(ع) و مقامات فوق العاده آنها در درگاه خداوند، همیشه این دغدغه خاطر برای بعضی از افراد که در متن مسائل نیستند وجود دارد که نکند این همه فضائل نتیجه خوشبینی فوق العاده دوستان، و برداشتهای علاقمندان و عاشقان این مکتب باشد.

آنها چون به اهل بیت(ع) عشق میورزند، و همه چیز را از همین دریچه می‌بینند، هر کسی هر فضیلتی را بگوید یا احتمال دهد به آن مؤمن میشوند، خواه سند معتبری داشته باشد یا نه، و از قدیم گفتهاند

 

       اگر بر دیده مجنون نشینی                                      به غیر از خوبی لیلی نبینی!

 

اینجاست که برای رفع هر گونه سوء ظن از این دور افتادگان، و اطمینان خاطر بیشتر دوستان و نزدیکان، به منابع دیگران مراجعه می‌کنیم، و اهل بیت پیامبر(ص) را در آئینه افکار و کتابها و نوشته‌های معروف و مشهور و دست اول آنها مشاهده می‌کنیم.

در مجموع این نوشتار حتی یک روایت از منابع شیعه نقل نشده، و در میان اهل سنت نیز به سراغ کتابهائی رفته‌ایم که از معروفترین و مهمترین کتب حدیث و تاریخ و تفسیر آنها است.

 

 .1 برترین بانوی جهان

در روایات فراوانی که در منابع معروف اهل سنت آمده تصریح شده است که فاطمه زهرا(س) افضل زنان جهان بود، آن سخنی است که پیغمبر اکرم(ص) آن را به تعبیرات مختلف بیان فرموده است:

«اِنَّ اَفْضَلَ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ خَدیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِد، وَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد، وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرانَ، وَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزاحِم;(2)

برترین زنان بهشت خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمّد، و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم [همسر فرعون».[

 

 .2 بانوی بهشتی

نخستین سنگ بنای وجود انسان، انعقاد نطفه اوست، چرا که به هر حال نطفه است که قسمت مهمی از ارزش‌های وجودی انسان را در بر دارد، و به همین دلیل در روایات اسلامی دستورهای زیادی وارد شده که این سنگ زیر بنا درست نهاده شود.

هنگامی که به تاریخ زندگی بانوی اسلام فاطمه زهرا(علیها السلام) مراجعه می‌کنیم می‌بینیم او در این زمینه یک وضع استثنائی دارد که در تاریخ شخصیت‌های بزرگ جهان اعم از مرد و زن بی نظیر است، بهتر است این سخن را از زبان پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بشنویم:

ابن عباس می‌گوید: پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) زیاد فاطمه را می‌بوسید، روزی عایشه عرض کرد: شما زیاد فاطمه را می‌بوسید؟

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: (این دلیلی دارد) در شب معراج هنگامی که جبرئیل مرا وارد بهشت کرد، از تمام میوه‌های بهشتی به من داد، و از عصاره آنها نطفه فاطمه در رحم خدیجه منعقد شد.

«فَاِذَا اشْتَقْتُ لِتِلْکَ الثِّمارِ قَبَّلْتُ فاطِمَةَ فَاَصَبْتُ مِنْ رائِحَتِها جَمِیعَ تِلْکَ الثِّمارِ الَّتی اَکَلْتُها;(2) هنگامی که مشتاق آن میوه‌های بهشتی می‌شوم، فاطمه را می‌بوسم و از بوی او بوی تمام آن میوه‌ها را که در آن شب خوردم استشمام می‌کنم».

 

 .3 فاطمه(علیها السلام) محبوب ترین افراد نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله)

در حدیثی از زبان عایشه می‌خوانیم که می‌گویدما رَاَیْتُ اَحَداً اَشْبَهَ کَلاماً وَ حَدِیثاً مِنْ فاطِمَةَ بِرَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه وآله) وَ کانَتْ اِذا دَخَلَتْ عَلَیْهِ رَحَّبَ بِها، وَ قامَ اِلَیْها، فَاَخَذَ بِیَدِها فَقَبَّلَها، وَ اَجْلَسَها فِی مَجْلِسِهِ;(3) من هیچ کس را در سخن گفتن از فاطمه شبیه تر به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ندیدم، هنگامی که وارد بر پدر می‌شد به او خوش آمد می‌گفت، و در برابر دخترش فاطمه بر می‌خاست، دست او را می‌گرفت و می‌بوسید، و او را در جای خود می‌نشاند».

 

  . 4مقام قرب فاطمه(علیها السلام) در پیشگاه خدا

 

 

 

در «صحیح ترمذی» از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)نقل می‌کند که فرمود:

«اِنَّما فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی ما آذاها وَ یَنْصَبُنِی ما نَصَبَها;(4) فاطمه پاره تن من است، آنچه او را آزار دهد مرا آزار می‌دهد و آنچه او را به زحمت افکند مرا به زحمت می‌افکند».

بدیهی است علاقه پدر و فرزندی هرگز نمی‌تواند چنین پدیده ای را توجیه کند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول الله» چیزی را اراده نمی‌کند جز آنچه خدا اراده کند، و هماهنگی خشنودی و رضای فاطمه با خشنودی و رضای خدا و پیامبر دلیلی جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.

این نکته نیز شایان دقت است که معمولا جمله «فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی» را به معنای فاطمه پاره تن من است، تفسیر و ترجمه می‌کنند، در حالی که در این جمله سخنی از تن در میان نیست، بلکه مفهوم حدیث این است که فاطمه(علیها السلام)پاره ای از وجود و هستی پیامبر(صلی الله علیه وآله) است، هم از نظر جسمی و هم روحی، در خود روایات نیز شاهد بر این معنا داریم که به خواست خدا خواهد آمد.

  

 .5زهد و ایثار فاطمه(علیها السلام(

ابن حجر و دیگران در روایتی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند، او هنگامی که از سفر باز می‌گشت نخست به سراغ دخترش فاطمه زهرا(علیهاالسلام) می‌آمد، و مدتی نزد او می‌ماند، ولی یک بار برای فاطمه زهرا(علیهاالسلام) دو دستبند از نقره و همچنین یک گردنبند و دو گوشواره ساخته بودند، و پرده ای بر در اطاق آویزان کرده بود.

هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) وارد شد و این منظره را دید بیرون آمد در حالی که آثار غضب در چهره اش نمایان بود، به مسجد آمد و بر منبر نشست.

فاطمه(علیها السلام) دانست که ناخشنودی پیغمبر(صلی الله علیه وآله) به خاطر همان مختصر زینت است، همه را نزد پدر فرستاد تا در راه خدا صرف کند.

هنگامی که چشم پیامبر(صلی الله علیه وآله) به آن افتاد سه بار فرمودفَعَلَتْ، فِداها اَبُوها».(5)

فاطمه آنچه را که می‌خواستم انجام داد، پدرش به فدایش باد.

هر زمان زکریا وارد محراب او می‌شد غذای مخصوصی در آن جا می‌دید. از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده ای؟ گفت: این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی می‌دهد.

 

ادامه دارد


[ چهارشنبه 93/12/13 ] [ 3:49 عصر ] [ محمد امیری ] [ نظرات () ]

شفای سید جعفر نامی در 281/1 1331
حاج سید جعفربن میرزا محمد عنبرانی میگوید که من در روستای عنبران که تا شهر مشهد تقریباً 4 فرسخ است در فصل زمستان با آب سرد غسل کردم و بر اثر آن حال جنون در من پیدا شد، زبانم از حرکت افتاد و هیچ نمیتوانستم سخن بگویم تا 5 یا 6 ماه گذشت پس برای معالجه به مریضخانة انگلیسی رفته اما از علاج مأیوس شدم و برگشتم.
والدهام بیخبر من به حرم رضوی (ع) پناهنده شده بود و من هم بیاطلاع او برای زیارت غسل کردم پس وارد ایوان مبارک شدم حالتی در خود یافتم که نمیتوانستم قدم بردارم یا خم شوم یا بنشینم ناگهان صدایی شنیدم که بگویم بسم الله الرحمن الرحیم والدهام کجاست. خواستم بگویم نتوانستم بار دوم هم نتوانستم بار سوم فریادی بلند شد و همان جمله را تکرار کرد گویا آب سردی از فرق تا پایم ریخته شد فریاد زدم و گفتم. والدهام را میان ایوان دیدم. گفت پشت پنجرة فولادی شفای تو را از امام ضامن غریبان میخواستم که ناگهان صدای تو را شنیدم و دانستم که امام رضا (ع) تو را شفا داده است.

کراماتی که به افراد دادند یا تاریخ و مکان وقوع و نوع شفا
کربلایی رضا
در روز هشتم جمادی الاول 1334 ق پای خشکیدة‌ مردی عافیت داده شد.کربلایی رضا می گوید: من از کربلا برای زیارت امام رضا راهی شدم تا رسیدم به ایوان کیف که منزل اول از تهران به مشهد بود پس در آنجا مبتلا به تب لرز شدم و چون خوابیدم و بیدار شدم ...

بقیه در ادامه مطلب

[ شنبه 91/7/1 ] [ 10:58 عصر ] [ محمد امیری ] [ نظرات () ]

 

 

 

 

            سکس با خاله

سکس به فامیل

سکس با دوست دختر

سکس با منشی

 

نمی دونم تا بحال توی اینترنت به داستان های سکسی برخورد کرده اید یا نه !؟(شاید هم همین کلمه یا مشابه اون سزچ کرده باشیید که الان این متن داری می خونی)

سوال مهم و اساسی این هست که چه کسانی و به چه منظوری این داستان ها را می نویسند !؟

عمده مسائل و نقاط حساس و قابل تامل در این نوع داستان ها ؛ سکس و خیانت به همکار و خویشان و همسایه و یا حتی مادر-خواهر-عمه-خاله را شامل می شوند.

خوب با توجه به این موضوعات ؛ اهداف نویسنده و یا بهتره بگم نویسندگان این گونه داستان ها چیست؟ مطئنا” هدف سرگرم کردن و لذت بخشی و یا ایجاد حس روشنفکری و بالندگی و بلوغ در ما نیست ! که حتی در بسیاری از موارد این افعال شنیع با این عبارت پاسخ داده می شود "سکس درون"

تا بحال فکر کرده اید که هدف از اینگونه داستان های کوتاه و آنی و خیانت ؛ آنهم (اکثر اوقات) با محارم چیست ؟

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 91/6/30 ] [ 10:42 عصر ] [ محمد امیری ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 50
بازدید دیروز: 35
کل بازدیدها: 307936