سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آیا آزاده‏اى نیست که این خرده طعام مانده در کام دنیا را بیفکند و براى آنان که در خورش هستند نهد ؟ . جانهاى شما را بهایى نیست جز بهشت جاودان پس مفروشیدش جز بدان . [نهج البلاغه]
خبر مایه

سالروز میلاد مظهر علم و تقوا، سلاله پاک رسول خدا (ص)، دست پرورده آغوش علی مرتضی (ع) و تربیت یافته دامان فاطمه زهرا (س)، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) خجسته باد.

دنیا به تعبیری مکان کمال جویی و کمال یابی است هر کس می تواند در مسیری که خدا تعیین نموده ...

و انبیاء الهی و اهل بیت عصمت و طهارت رفته اند گام بر دارد و کم و بیش به اهداف و کمالاتی برسد که اولیا رسیده اند.

حضرت زینب (س) ستاره درخشانی است که در آسمان علم و تقوی و عمل طلوع کرد و تمام فضائل انسانی را در درون خود جای داد و چنان شایستگی از خود نشان داد که محرم راز الهی شد.

در باب عبادت و بندگی خانم زینب (س)، به فرمایش امام سجاد(ع) فرمودند:«ما ترکت تَهَجُّد هالله طول دهرها حتی لیلة الحادی عشر من المحرم». زینب کبری(س) هرگز در عمرش نافله شبانه را ترک نکرد حتی شب یازدهم که غرق گرفتاری و ماتم عزیزان بود.

صبر و استقامت آن بانوی بزرگوار لقب ام المصائب، را برایشان به ارمغان آورد هر کدام از مصیبتهایی که برایشان پیش آمد کافی بود که تا انسانی را از پای درآورد. ولی حضرت زینب(س) با توکل بخدا و با اخذ مقام رضا صبوری پیشه می کردند که بالاتر از مقام صبر است حضرت زینب(س) این مقام را نیز با بهترین وجه به پایان رسانید و در همه حال شکر گذار مقام احدیت بودند.

 نقل شده است که ایشان فرمودند: «سأصبر حتی یعجز الصبر عن صبری»؛ آنچنان صبر و استقامت کنم که خود صبر از صبر من ناتوان گردد.

 حضرت زینب (س) نیز بسان مادر مطهره اش الگوی عفت و تقوی بود و ازجنبه ستر و عفاف نائبة الزهرا(س) بود. به گفته علامه مامقانی او درحجاب و عفاف فریده زمان بود و احدی از مردان از زمان کودکی و دوران زندگی پدر و برادران تا واقعه کوفه حضرت زینب(س) را ندیده بودند.

فصاحت و بلاغت کلام حضرت(س)، میراثی از پدربزرگوارشان بود «کانّها تفرع عن لسان امیرالمؤمنین(ع) » هنگامی که ابن زیاد(لعنه الله علیه) فصاحت حضرت زینب(س) را دریافت به با لحن تحقیر آمیزی گفت: «انّ هذه السّجاعة و لعمری لقد کان ابوها سجاعاً شاعراً» به راستی که این زن در علم سجع گویی زبر دست است پدرش نیز سجع گو و شاعر بود! و حضرت زینب(س) در پاسخش فرمود: «ماللمراة و لسجاعة، انّ لی عن السّجاعة لشغلاً ولکن صدری نفث بما قلت». یعنی «زن را با سجع گویی چه کار؟ مرا بدان دل بستگی نیست و آنچه شنیدی سوز سینه ام بود که بر زبان جاری شد.

وقتی حسین علیه السلام غزل زیبای انسانیت را می سرود، زینب سلام‌الله‌ علیها با دقت گوش می کرد و درحالی که قلم مژگان را تر می کرد، آن را بر لوح خونین دلش می نگاشت تا همه بخوانند حماسه ی سبز نینوا را. و بدینسان دیوان زندگی زینب کبری(س) مثنوی رنج ستیز و ترجیع بند حدیث مظلومیت و ترکیب بند مقاومت و قصیده زیبایی و رهایی است که شاه بیت غزل آن این است که (ما رأیت الا جمیلا) هر آن چه دیدم زیبا بود.

مدیریت و تدبر یکی از رموز موفقیت و پیروزی ایشان بود که رسوا شدن یزیدیان و ماندگاری نهضت عاشورا را سبب شد. برگ برگ تاریخ زرین اسلام حکایت از حضور موثر زنانی چون خدیجه (س)، حضرت زهرا علیها سلام و فرزند عفیفه شان زینب و ... دارد.

 این بانوی مدیر و مدبر (س) با رسالتی که بر عهده داشت دسیسه های شوم یزیدیان را خنثی کرده و با درایت و کاردانی و نیروی ایمان بازماندگان و بیماران روز عاشورا را مدیریت کرده و مانع از هم پاشیده شدن قافله شد.

 هنگامیکه با صلابت به ایراد خطابه در کاخ یزید پرداخت  سر و صدای لشکر و هیاهوی تماشاچیان و هلهله آنان نمی گذاشت که صدا به کسی برسد که ناگاه به قوه ولایت متمسک شده و فرمودند: «إشارت الی الناس إن إسکتوا فآرتدت الآصوات و سکنت الأجراس» ساکت شوید، همه صداها گرفته شد، بلکه به همان اشاره زنگهای گردن اسبها و قاطرها و شترها ایستاد و در یک سکوت محض خطبه عزایش را انشاء فرمود و پرده از واقعیتها برداشت.

 از کراماتات این بانوی آسمانی که دریایی از فیض و مهر و عطوفت هستند هر چه بگوییم کم است لذا به یک نقل قول از  مرحوم سید کمال الدین رقعی بسنده می کنم...

مرحوم سید کمال الدین رقعی که زمانی مسئول واحد تأسیسات و برق صحن مقدس حضرت زینب(س) بود برای یکی از دوستان خود چنین تعریف می کرد که روزی پسری به نام صاحب مشغول چراغانی مناره های حرم حضرت زینب(س) برای جشن مبعث بود که از بالای پشت بام به وسط حیاط صحن سرنگون شد.
مردم جمع شدند و بلافاصله او را به بیمارستان عباسیه شهر شام منتقل کردند و به علت حال بسیار وخیم او توسط پزشکان بستری شد.
خود او نقل می کند: هنگامی که روی تخت دراز کشیده بودم ناگهان بی بی عظیمه ای دست یک دختر کوچک را گرفته بود و آن دختر فرمود اینجا چه می کنی؟! برخیز و برو کارت را انجام بده و باز ادامه داد عمّه جان بگو که برود و کارش را ادامه بدهد. بی بی اشاره فرمود: برو کارت نیمه تمام مانده است من که ترسیده بودم با همان لباس بیمارستان از روی تخت بلند شدم و فرار کردم در خیابان افرادی که من را آورده بودند با تعجب از من پرسیدند اینجا چه می کنی و چرا از بیمارستان بیرون آمدی. من شرح واقعه را گفتم و خلاصه این واقعه مشهور آن زمان شهر شام شد.

بررسی کمالات حضرت زینب سلام الله علیها و الگو قراردادن آن یکی از برترین عوامل تربیت صحیح و خودسازی است که مفهوم زندگی عمیق، پویا و حقیقی را به زنان امروز می‌آموزد و زمینه‌ی تعالی و رشد آنان را در رسیدن به قله‌های تعالی فراهم می‌سازد.


کتاب فضل تو را بحر نشاید

که تر کنی انگشت و صفحه بشماری

منبع:http://www.nujomi.persianblog.ir/


88/2/10::: 12:38 ع
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ رئیس جمهور اگربعضی چیزها نبود به مجلس نشان می دادم www.masahebdarim.parsiblog.com سند تو ال ممنون داغ داغ داغ داغ جالب
+ با عرض سلام ایدیهام هک شده فقط یه ایدی با نام ماصاحب داریم دارم انشاءالله اد کنید و به دوستانتون هم سند تو ال کنین ممنون ازتون ایدیم ma_saheb_darim313