سلام اوایل طلبگی بود داشتم می یومدم خونه وقتی رسیدم خونه دیدم دوتا کفش غریبه خونمون هست رفتم بالا اروم در رو زدم گفتن بله وارد شدم دیدم به به اونی که اروزی دلم بود ببینمش یه عارفی بود که می یومد شهرمون اونه توخونمون رفتم سلام و دستشو بوسیدم شام رو قرا بود خونه ما باشه به چند تا از دوستا هم خبر دادم اومدن خونه ما پیش ایشون بودیم که گفت چی کاره هستین گفتند طلبه ایم گفت فلان کتاب اولش چی نوشته گفتند حاج اقا الان اون کتاب توحوزه تدریس نمی شه گفت نوشته اول العلم معرفه الجبار ثم تفویض الامر یا امور الیه یعنی اینکه بگردیم خدا رو پیدا کنیم بعدش توکل به خودش کنیم اصل خلقت یعنی همین برا همین به دنیا اومدیم